![]() |
سنگچینشعرها و نوشته های سعید بیابانکی |
![]() |
آرشیو مطالب |
![]() |
تماس با مدیریت وبلاگ |
![]() |
صفحه نخست |
![]() |
![]() مانده از شب های دورادور ....درمسیر خامش جنگل ....سنگچینی از اجاقی خرد... واندرو خاکستر سردی ....
نقل مطالب و هرگونه استفاده ی مادی و معنوی ! با ذکر منبع بلامانع است . مرکز پخش سنگچین : انتشارات علم :66465970-021
RSS طراح قالب |
سنگچین تا اطلاع ثانوی به روز نخواهد شد
روزهای هفته و نام های متنوع مردم : پنجشنبه 21 خرداد : جوانان پر شور و سرشار از نشاط سیاسی جمعه 22 خرداد : ملت حماسه ساز ایران شنبه 23 خرداد : مشتی اراذل و اوباش یکشنبه 24 خرداد : یک مشت خس و خاشاک دوشنبه 25 خرداد : تعدادی سگ باز و بچه سوسول سه شنبه 26 خرداد : دشمنان قسم خورده ی کشور چهار شنبه 27 خرداد : هنوز اعلام نشده است ( منتظر باشید ...!) * توضیح : بازدید کنندگان عزیزی که سراغ طنزهای انتخاباتی را گرفته اند می توانند آن ها را در سایت لوح ملاحظه فرمایند .به دلیل پایان انتخابات این طنزها از سنگچین حذف شده است .
این غزل را تحت تاثیر دوم خرداد هفتاد و شش نوشته بودم. در بسیاری از دانشگاه های کشور دست به دست با تیراژ زیاد می چرخید .... مرا به باغ پر از کوکب کویر ببر به دست بوسی آن سرو سر به زیر ببر دلا به خاطر فرق شکسته ی دل او ز خنده خنده ی من کاسه کاسه شیر ببر
ادامه مطلب
به همت گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان مجموعه شعر " سنگچین " روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ماه در تالار صائب دانشکده ادبیات نقد و بررسی خواهد شد .در این برنامه استادخسرو احتشامی - استاد محمد مستقیمی - دکتر محمد حسین بهرامیان - دکتر نوریان - دکتر نصر - دکتر شریفی و چند تن از دوستان شاعر در مورد سنگچین صحبت خواهند کرد .شعر خوانی شاعران جوان اصفهان از دیگر برنامه های این نشست ادبی است .علاقمندان می توانند از ساعت ۱۳ تا ۱۵ در این برنامه شرکت کنند .
بیست و یک سال مثل برق گذشت بیست و یک سال از نیامدنت کوچه مشتاق گام هایت ماند خانه چشم انتظار در زدنت
ادامه مطلب
دوتا ماهی عنوان آلبومی است با صدای خواننده ی سدهی مجید خان احمدی و آهنگسازی ساسان جمالیان که اخیرا به بازار آمده است ...پنج ترانه از این آلبوم را من حدود 5 سال پیش کار کرده ام ....ترانه ی دوتا ماهی رامی توانید از این آدرس دانلود کنید :
مرکز پخش اصفهان : فروشگاه موسیقی دیلمان تلفن 03116662332 سده: سپاهان طنین ۰۳۱۲۳۲۲۴۴۹۴ شعر ترانه را هم بخوانید : ادامه مطلب
یک موفقیت برای سنگچین در نخستین جشنواره ی طنز اینترنتی وبلاگ سنگچین مورد توجه قرار گرفته است .طنزهای مشترک من و جواد زهتاب که به نام یه قل دوقل در سنگچین منتشر شده همچنین یادداشت های طنز آمیز سفر به هند و شعر " گلنار" در این جشنواره از میان حدود 1000 وبلاگ بیشترین امتیاز را کسب کرده است .ظاهرا قرار است تیرماه سال آینده در برج میلاد به سنگچین سه سکه ی بهار ازادی و دو سال دومین و هاست رایگان اهدا شود .من از ارتفاع می ترسم بعید است بروم بالای برج میلاد ! خبر این موفقیت را اینجا بخوانید . حکایت " گلنار" شعر طنز گلنار را اولین بار در جریان برگزاری جشنواره شعر رها در شیراز در سال 86 خواندم . آن هم در یک جمع خصوصی در خوابگاه تربیت معلم .کمتر از یک ماه دیدم که به صورت بلوتوس در گوشی های همراه منتشر شده است .تقریبا بیشتر اهالی شعر این شعر را شنیده اند . در چند تا از دانشگاه های کشور هم خوانده ام که یکی دو جا باعث درد سر شده است .به هر حال نمی دانم از انتشار " گلنار " در این حجم وسیع که حداقل بیش از دو میلیون شنونده داشته باید خوشحال بود یا ناراحت ؟ ادامه مطلب
فکر می کنم زمستان سال 70 بود .با چند نفر از دوستان جمع شده بودیم در محل جشنی برپا کنیم .به ادامه مطلب
ای ابر ! بگو چه حال و روزی داری
وقتی که تورا به زور می بارانند .....!
بهار بود و دلم فصل بی ترانگی اش و درد در تن من گرم موریانگی اش کسی نبود کسی لایق غم دل من کسی که دل بسپارم به بیکرانگی اش ادامه مطلب
از قدیم گفته اند چوب را که برداری گربه ی دزد حساب کار خودش را می کند .مصداقش جوابیه است که آقایی به نام سید امیر حسین میر حسینی در پاسخ به یادداشت روزنامه ی همشهری با نام این شاعر نوظهور ! برای این روزنامه فرستاده اند .همانگونه که روزنامه ی همشهری در مقدمه مطلب ایشان آورده اصلا روی صحبت من با صدا وسیما بوده است که چرا عوامفریبی ادبی را رواج می دهد وگرنه همه می دانند که آن غزل مشهور مهدی جهاندار با مطلع : چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی مصداق بارز اظهر من الشمس است .تا جایی که خبر دارم جوابیه ی بسیار ابتدایی حضرت میرحسینی که نوعی خودزنی ادبی به حساب می آید تحت فشار رانت هایی که ایشان از آن ها جهت نفوذ به صداوسیما استفاده می کند در روزنامه ی همشهری به چاپ رسیده است .به هرحال دزدی دزدی است چه ایشان با این عوامفریبی ها خودرا پس پشت مقدسات پنهان کنند چه نکنند .از دوستان و شاعران خواننده ی این پست خواهشمنداست پاسخ این سارق ادبی محترم را در کامنت ها به گونه ای بنویسند تا کل این مطلب با یادداشت ها و اظهار نظرهای دوستان برای رانت های این عزیز نوظهور ارسال شود تا حداقل آن بزرگواران بدانند که از چه کسی حمایت می کنند . اگر شاعران ارجمند نسبت به این مسئله بی تفاوت باشند که تلویحا ایشان همه ی شاعران شرکت کننده در جشنواره ها را دزد خوانده اند بعید نیست این بلا در آینده گریبانگیر خودشان شود .دوست دارم این قضیه را تمام شده بدانم و به قول آقای میرحسینی به کارهای مهم تر بپردازم .فقط این دو بیت را به عنوان شاهد مثال از ایشان داشته باشید : هر قطعه ی شعری که تو سید بسرودی
در همین رابطه بخوانید :
باز این چه شورش است مگر محشر آمده خورشید سر برهنه به صحرا در آمده آتش به کام و زلف پریشان و سرخ روی این آفتاب از افقی دیگر آمده چون روز روشن است که قصدش مصاف نیست این شاه کم سپاه که بی لشکر آمده ادامه مطلب
توضیح : ازدیاد جشنواره های ادبی طی یکی دو ماه اخیر و اعتراض دوستان شاعر باعث تولد این شعر شد ... باز در جشنواره ای ادبی عده ای بی گناه حذف شدند عده ای سر به زیر و بیچاره عده ای بی پناه حذف شدند
ادامه مطلب
سنگچین مجموعه ی جدید من در ۱۳۳ صفحه از سوی انتشارات علم منتشر شد . این مجموعه توضیح این که تعدادی از شعرهای سنگچین قبلا در همین وبلاگ منتشر شده است .از چارپاره ها می توان به : کردعلی - یخچال آب سرد - ذوب آهن - آب تنی - گرمابه - دوماهی - شاعر - ساعت شنی و انار اشاره کرد .
بازتاب گسترده ی پست قبلی با عنوان " این شاعر نوظهور " در سایت های مختلف :
امیدوارم دوستان شاعر با انتشار مطلب فوق راه را بر سرقت های مشابه ببندند.
اينكه در رسانه ملي مجريگري يك برنامه ادبي كه اتفاقا با گرايش آييني ساخته و پرداخته شده به كسي سپرده شود كه شناختي از شعر، و شاعري كه بهعنوان ميهمان دعوت كرده ندارد و با فضاي نسبي شعر آييني امروز آشنا نيست آيا پذيرفته است؟ اين نوشته آسيب شناسي كوتاهي است از يك برنامه تلويزيوني كه آشكارا دست به سرقت ادبي زده است.
ادامه مطلب
کلاف هایت را نگهدار مادربزرگ ! مواظب دست هایت باش دخترم ! تو هم آن تلویزیون را خاموش کن زن ! یوسف هم یوسف های قدیم !
اولین بار که دیدمت کی بود؟ کجا بود؟ دفتر سروش نوجوان .آمده بودیم شعرهای جشنواره ی شعر مادر را برای داوری به شما بسپاریم ...وگفتی مگر ذوق را می توان داوری کرد ؟ و بعدها فهمیدیم حق الزحمه ی داوری را هم تماما به همکاران دیگر بخشیده بودی ... ادامه مطلب
نه رودخانه ای در کار است نه قزل الایی نه پرنده ای دهان " خواجو " همچنان باز است ! |