تبليغاتX
سنگچین

سنگچین

شعرها و نوشته های سعید بیابانکی

آرشیو مطالب   تماس با مدیریت وبلاگ   صفحه نخست  
مانده از شب های دورادور ....درمسیر خامش جنگل ....سنگچینی از اجاقی خرد... واندرو خاکستر سردی ....
نقل مطالب و هرگونه استفاده ی مادی و معنوی ! با ذکر منبع بلامانع است .
مرکز پخش سنگچین : انتشارات علم :66465970-021

پیوندهای روزانه
آرشیو پیوندهای روزانه

پیوندها
یوسفعلی میرشکاک
آرشیو سنگچین در پرشین بلاگ
خبرگزاری مهر
خبرگزاری فارس
سایت مردمان
پایگاه بزرگ فرهنگی تبیان
فصل فاصله ( دکتر محمدرضا ترکی)
وقایع ابن محمود
سی پل
سایت رسمی احمد شاملو
سایت فروغ فرخ زاد
علیرضا قزوه
عبدالجبار کاکایی
بوالفضول الشعرا
آرشیو برنامه های سیما
حامد عسکری
آموزش زبان انگلیسی
املت دسته دار( ناصر فیض)
جواد زهتاب (هر آینه آه )

آرشیو مطالب
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385

آرشیو موضوعی
شعر
نقد
معرفی کتاب
سفرنامه
یه قل دو قل ! ( طنزهای مشترک )


 RSS 

طراح قالب





Powered by WebGozar


بدرود با جهان مجازی

 

سنگچین تا اطلاع ثانوی به روز نخواهد شد




هفته نامه !!

روزهای هفته و نام های متنوع مردم :

پنجشنبه     21    خرداد  : جوانان پر شور و سرشار از نشاط سیاسی

جمعه         22    خرداد  :  ملت حماسه ساز ایران

شنبه         23    خرداد  :  مشتی اراذل و اوباش

یکشنبه      24     خرداد :  یک مشت خس و خاشاک

دوشنبه      25     خرداد : تعدادی سگ باز و بچه سوسول

سه شنبه   26    خرداد : دشمنان قسم خورده ی کشور

چهار شنبه  27    خرداد : هنوز اعلام نشده است ( منتظر باشید ...!) 

*

توضیح : بازدید کنندگان عزیزی که سراغ طنزهای انتخاباتی را گرفته اند می توانند آن ها را در سایت لوح ملاحظه فرمایند .به دلیل پایان انتخابات این طنزها از سنگچین حذف شده است .




سپیدارهای پیر ...

این غزل را تحت تاثیر دوم خرداد هفتاد و شش نوشته بودم. در بسیاری از دانشگاه های کشور دست به دست با تیراژ زیاد می چرخید ....


مرا به باغ پر از کوکب کویر ببر

به دست بوسی آن سرو سر به زیر ببر

دلا به خاطر فرق شکسته ی دل او

ز خنده خنده ی من کاسه کاسه شیر ببر



ادامه مطلب



نقد سنگچین

 

به همت گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان مجموعه شعر " سنگچین " روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ماه در تالار صائب دانشکده ادبیات نقد و بررسی خواهد شد .در این برنامه استادخسرو احتشامی - استاد محمد مستقیمی - دکتر محمد حسین بهرامیان - دکتر نوریان - دکتر نصر - دکتر شریفی و چند تن از دوستان شاعر در مورد سنگچین صحبت خواهند کرد .شعر خوانی شاعران جوان اصفهان از دیگر برنامه های این نشست ادبی است .علاقمندان می توانند از ساعت ۱۳ تا ۱۵ در این برنامه شرکت کنند .
تا به حال دو نقد مکتوب هم روی " سنگچین " نوشته شده است .یکی به نام " در چراغستانی از جادو از علیرضا عمرانی در روزنامه اطلاعات و دیگری ماندگار درباغ بادام از حمیدرضا شکار سری در روزنامه همشهری .از همه ی دوستان جهت حضور در این برنامه دعوت به عمل می آید.




سیاه و سفید

 

بیست و یک سال مثل برق گذشت

بیست و یک سال از نیامدنت

کوچه مشتاق گام هایت ماند

خانه چشم انتظار در زدنت

 


ادامه مطلب



دوتا ماهی .....

 

دوتا ماهی عنوان آلبومی است با صدای خواننده ی سدهی مجید خان احمدی و آهنگسازی ساسان جمالیان که اخیرا به بازار آمده است ...پنج ترانه از این آلبوم را من حدود 5 سال پیش کار کرده ام ....ترانه ی دوتا ماهی رامی توانید از این آدرس دانلود کنید : 

  دوتا ماهی

 

مرکز پخش اصفهان : فروشگاه موسیقی دیلمان   تلفن 03116662332

  سده: سپاهان طنین ۰۳۱۲۳۲۲۴۴۹۴         

 شعر ترانه را هم بخوانید :


ادامه مطلب



بهانه ای برای خانه تکانی .....

 

یک موفقیت برای سنگچین

در نخستین جشنواره ی طنز اینترنتی وبلاگ سنگچین مورد توجه قرار گرفته است .طنزهای مشترک من و جواد زهتاب که به نام یه قل دوقل در سنگچین منتشر شده همچنین یادداشت های طنز آمیز سفر به هند و شعر " گلنار" در این جشنواره از میان حدود 1000 وبلاگ بیشترین امتیاز را کسب کرده است .ظاهرا قرار است تیرماه سال آینده در برج میلاد به سنگچین سه سکه ی بهار ازادی و دو سال دومین و هاست رایگان اهدا شود .من از ارتفاع می ترسم بعید است بروم بالای برج میلاد !

خبر این موفقیت را  اینجا بخوانید .

حکایت " گلنار"

شعر طنز گلنار را اولین بار در جریان برگزاری جشنواره شعر رها در شیراز در سال 86 خواندم . آن هم در یک  جمع خصوصی در خوابگاه تربیت معلم .کمتر از یک ماه دیدم که به صورت بلوتوس در گوشی های همراه منتشر شده است .تقریبا بیشتر اهالی شعر این شعر را شنیده اند . در چند تا از دانشگاه های کشور هم خوانده ام که یکی دو جا باعث درد سر شده است .به هر حال نمی دانم از انتشار " گلنار " در این حجم وسیع که حداقل بیش از دو میلیون شنونده داشته باید خوشحال بود یا ناراحت ؟
دوستی به نام نیما دهقانی هم تحت تاثیر " گلنار " شعرطنزی سروده و در همایش موج سوم آن را خوانده که آن هم  به صورت بلوتوث پخش شده است ! این مطلب را اولین بار دوستان شاعرم آقایان : سهیل محمودی – عبدالجبار کاکایی – بهروز یاسمی و بساری از شاعران به من گفتند .


ادامه مطلب



پایانی تلخ برای یک تلخی بی پایان

 

فکر می کنم زمستان سال 70 بود .با چند نفر از دوستان جمع شده بودیم در محل جشنی برپا کنیم .بهدر باره ی الی نظرم می آید ولادت حضرت رسول بود .قرار شد من بخش شعر را هدایت کنم .یکی دونفر از دوستان دیگر موسیقی و یک نفر دیگر از دوستان دیگر هم قرار شد نمایشی که در دبیرستان شهدا اجرا شده بود را برای اجرای مجدد هماهنگ کند ...یاد ش به خیر زنده یاد زهره قاسمی فرد شاعر روشندل مهمان ما بود .استقبال از برنامه آن قدر زیاد بود که همه ی ما را غافلگیر کرد .همهمه ی جمعیت در سالن فاطمیه محله کنترل برنامه را از دست ما خارج کرده بود .ولی با اجرای نمایش " پل " همهمه ها تمام شد .یک نوجوان بسیار با استعداد در سه نقش همزمان بازی می کرد .باز ی درخشان او خستگی را از تن ما زدود .من  آخر برنامه  فهمیدم نام او " اصغر فرهادی " است .


ادامه مطلب



توی ده شلمرود ....

 

نخستین بار در برنامه ی " درحلقه ی رندان" دیدمش. تازه از من دعوت شده بود که مجری این برنامه باشم .برنامه ای که یکشنبه های آخر ماه در تالار اندیشه برگزار می شد با یک سابقه ی شش ساله و انبوهی از مشتاقان .آنجا فقط شعر طنز می خواندند و نثر هم گاهی .نخستین بار بود که باید استاد منوچهر احترامی را برای سخن گفتن دعوت می کردم .گرچه پیش از این شعر " توی ده شلمرود  حسنی تک و تنها بود " را بارها و بارها خوانده بودم .... پیری برنا دل که وقار و متانت از قدم هایش می بارید .طنز پردازی مودب و بااخلاق که عمر با برکتش را به قلم زدن در این وادی گذرانده بود .از آن روز به بعد من شدم مجری ثابت " در حلقه ی رندان " و منوچهر احترامی هم پایه ی ثابت آن برنامه که هرگز شعر نخواند و همواره دوست داشت آثار دیگران و به خصوص جوان ترها را بشنود. احترامی مظهر احترام بود به همه ...شعرها و نثرهای او در حوزه ی طنز و اثار ارجمند او در زمینه های پژوهشی از بهترین هاست .خبر درگذشت او برایم بسیار تلخ و تکان دهنده بود ....همه ی بچه های ایران زمین تا همیشه می دانند که " توی ده شلمرود   حسنی تک و تنها بود   " ولی شاید ندانند " تو تهرون پر از دود ...حسنی تک و تنها مُرد ..." روحش شاد .




سزارین !

 

ای ابر !

بگو چه حال و روزی داری

 

وقتی که تورا

به زور

می بارانند .....!




جشن هزاردانگی

 

 بهار بود و دلم فصل بی ترانگی اش

و درد در تن من گرم موریانگی اش

کسی نبود کسی لایق غم دل من

کسی که دل بسپارم به بیکرانگی اش


ادامه مطلب



آفتاب آمد دلیل آفتاب !

 

از قدیم گفته اند چوب را که برداری گربه ی دزد حساب کار خودش را می کند .مصداقش جوابیه  است که آقایی به نام سید امیر حسین میر حسینی در پاسخ به یادداشت روزنامه ی همشهری با نام این شاعر نوظهور ! برای  این روزنامه فرستاده اند .همانگونه که روزنامه ی همشهری در مقدمه مطلب ایشان آورده اصلا روی صحبت من با صدا وسیما بوده است که چرا عوامفریبی ادبی را رواج می دهد وگرنه همه می دانند که آن غزل مشهور مهدی جهاندار با مطلع :

 چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه اشک ها که در گلو رسوب شد نیامدی

مصداق بارز اظهر من الشمس است .تا جایی که خبر دارم جوابیه ی بسیار ابتدایی حضرت میرحسینی که نوعی خودزنی ادبی به حساب می آید تحت فشار رانت هایی که ایشان از آن ها جهت نفوذ به صداوسیما استفاده می کند در روزنامه ی همشهری به چاپ رسیده است .به هرحال دزدی دزدی است چه ایشان با این عوامفریبی ها خودرا پس پشت مقدسات پنهان کنند چه نکنند .از دوستان  و شاعران خواننده ی این پست خواهشمنداست پاسخ این سارق ادبی محترم را در کامنت ها به گونه ای بنویسند تا کل این مطلب با یادداشت ها و اظهار نظرهای دوستان برای رانت های این عزیز نوظهور ارسال شود تا حداقل آن بزرگواران بدانند که از چه کسی حمایت می کنند .  اگر شاعران ارجمند نسبت به این مسئله بی تفاوت باشند که تلویحا ایشان همه ی شاعران شرکت کننده در جشنواره ها را دزد خوانده اند بعید نیست این بلا در آینده گریبانگیر خودشان شود .دوست دارم این قضیه را تمام شده بدانم و به قول آقای میرحسینی به کارهای مهم تر بپردازم .فقط این دو بیت را به عنوان شاهد مثال از ایشان داشته باشید :

هر قطعه ی شعری که تو سید بسرودی
بر خویش مبالی که سراینده حسین است !


چیزی ندارم در خور این خاندان ولی
گاهی برای صاحب خود پارس می کنم !

 

در همین رابطه بخوانید :

در برابر خودشاعرخوانان و خودشاعرپنداران




سلام بر حسین (ع)

 

باز این چه شورش است مگر محشر آمده

خورشید سر برهنه به صحرا در آمده

آتش به کام و زلف پریشان و سرخ روی

این آفتاب از افقی دیگر آمده

 چون روز روشن است که قصدش مصاف نیست

این شاه کم سپاه که بی لشکر آمده


ادامه مطلب



یه قل دو قل - طنز مشترک با جواد زهتاب ( 5)

 

 

توضیح : ازدیاد جشنواره های ادبی طی یکی دو ماه اخیر و اعتراض دوستان شاعر باعث تولد این شعر شد ...

باز در جشنواره ای ادبی

عده ای بی گناه حذف شدند

عده ای سر به زیر و بیچاره

عده ای بی پناه حذف شدند

 


ادامه مطلب



سنگچین منتشر شد ...

 

سنگچین مجموعه ی  جدید من در ۱۳۳ صفحه از سوی انتشارات علم منتشر شد . این مجموعه در برگیرنده ی ۲۶ چارپاره ۳۶ غزل و یک مثنوی کوتاه است .سنگچین طی چند روز آینده در سراسر کشور توزیع خواهد شد .علاقمندان می توانند جهت اطلاعات بیشتر با انتشارات علم  خیابان انقلاب مقابل دانشگاه تهران شماره ۱۳۵۸ تلفن ۶۶۴۶۵۹۷۰تماس بگیرند .

توضیح این که تعدادی از شعرهای سنگچین قبلا در همین وبلاگ منتشر شده است .از چارپاره ها می توان به : کردعلی - یخچال آب سرد - ذوب آهن - آب تنی - گرمابه - دوماهی - شاعر - ساعت شنی و انار اشاره کرد .




بازتاب پست قبلی

 

بازتاب گسترده ی پست قبلی با عنوان " این شاعر نوظهور " در سایت های مختلف :

 خبرفارسی

بازتاب آنلاین

 مشروح

 ایرنا

 هفتان

  آفتاب

 جهان نیوز

 شهاب نیوز

 

 

امیدوارم دوستان شاعر با انتشار مطلب فوق راه را بر سرقت های مشابه ببندند.

 




این شاعر نو ظهور !

اينكه در رسانه ملي مجري‌گري يك برنامه ادبي كه اتفاقا با گرايش آييني ساخته و پرداخته شده به كسي سپرده شود كه شناختي از شعر، و ‌شاعري كه به‌عنوان ميهمان دعوت كرده ندارد و با فضاي نسبي شعر آييني امروز آشنا نيست آيا  پذيرفته است؟

اين نوشته آسيب شناسي كوتاهي است از يك برنامه تلويزيوني كه آشكارا دست به سرقت ادبي زده است.

 


ادامه مطلب



یوسف پیامبر !

 

کلاف هایت را نگهدار

                          مادربزرگ !

مواظب دست هایت باش

                         دخترم !

تو هم آن تلویزیون را خاموش کن

                          زن !

یوسف هم یوسف های قدیم !                

 




به یاد قیصر

 

لعنت به این سه شنبه ها که چقدر تلخ و بی حوصله اند .و لعنت به این پیام های کوتاه که گاه پیامی به بزرگی مرگ را جار می زنند .و چه تلخ بود آن سه شنبه ی بی حوصله که پیام رفتنت - ای قیصر مهربان - مثل کوهی بر سرمان ریخت ...

اولین بار که دیدمت کی بود؟ کجا بود؟ دفتر سروش نوجوان .آمده بودیم شعرهای جشنواره ی شعر مادر را برای داوری به شما بسپاریم ...وگفتی مگر ذوق را می توان داوری کرد ؟  و بعدها فهمیدیم حق الزحمه ی داوری را هم تماما به همکاران دیگر بخشیده بودی ...


ادامه مطلب



خواجو

                                                                                     

نه رودخانه ای در کار است                       

نه قزل الایی

نه پرنده ای

دهان " خواجو "

همچنان باز است !