خداکند که بهار رسیدنش برسد
شب تولد چشمان روشنش برسد
چو گرد بر سرراهش نشسته ام شب و روز
به این امید که دستم به دامنش برسد
هزار دست پراز خواهشند و گوش به زنگ
که آن انارترین روز چیدنش برسد
چه سال ها که دراین دشت منتظر ماندم
که دست خالی شوقم به خرمنش برسد
براین مشام و براین جان چه می شود یارب
نسیمی از چمنش بویی از تنش برسد
خدای من دل چشم انتظار من تا چند
به دور دست فلک بانگ شیونش برسد؟
چقدر بر لب این جاده منتظر ماندن
خداکند که از آن دور توسنش برسد
تابستان 1378براي من ياد أور خاطره اي خوش است .برگزاری ارکستر ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی و آواز محمدرضا شجریان در چهلستون اصفهان .من در آن سال به واسطه ی مسئولیتی که داشتم عهده دار مدیریت روابط عمومی و تبلیغات ارکستر و هم چنین مجری برنامه بودم .برنامه ای با آن شکوه و عظمت تا به امروز ندیده ام .بسیاری از دوستداران موسیقی از گوشه و کنار کشور و حتی خارج از کشوربرای حضوردر این اتفاق کم نظیر به اصفهان آمده بودند.کم نظیر از این بابت که برای نخستین بار بود که یک ارکستر یکصد نفری قرار بود در فضای باز برنامه اجرا کند.صدابرداری منوچهر ریاحی همه را شگفت زده کردکه با مهارت بسیار از پس توزیع صدا در فضای باز کاخ چهلستون در میان جمعیتی بالغ بر 5000 نفر به خوبی برآمد.قطعات زیبا و تکرار ناشدنی محمدرضا شجریان با رهبری استادانه فرهاد فخرالدینی در اصفهان برای همیشه خاطره شد.وقتی استاد شجریان تصنیف " هردمی چون نی ...." را شروع کرد بسیاری از مشتاقان با او گریستند....
*
طی این چند شب روزها با محمرضا شجریان بودم و شب ها هم در پشت صحنه از هر دری سخنی .روز سوم چند اشتباه او را در دکلمه ی شعرها خیلی دوستانه در میان گذاشتم و او از این تعجب کرد که چرا تا به ان روز کسی به او این اشتباهات را تذکر نداده بود .مثلا این بیت :
فرهاد وارم از لب شیرین گزیر نیست
گرکوه محنتم به مثل بیستون شود
که " محنتم " به اشتباه " محتشم " ادا شده است .
یا این بیت :
گرچه صد رود است از چشمم روان
زنده رود باغ کاران یاد باد
که اضافه ی " باغ کاران " که از باغ های عصر صفوی در اصفهان است به صورت " باغکاران " ادا شده است .
یا این بیت که :
حکایتی زدهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
که واژه ی " من " ادا نمی شود و درنتیجه وزن شعر دچار اختلال است .
یا در این بیت :
سعدی این ره مشکل افتاده است در دریای عشق
کاول آخر در صبوری اندکی پایاب داشت
که دراین بیت " این ره " به معنای " این بار " است و بنابراین " سعدی " فاعل جمله است در صورتی که در لحن ادای این بیت " سعدی " نقش منادا به خود گرفته است که طبیعتا بیت را از معنا ساقط می کند.
یا در تصنیف " دوش دوش " در جایی که به قصیده ی قاآنی می رسیم :
دوش که آن گرد گرد گنبد مینا
آبله گون شد چو چهر من ز ثریا
که " گرد " اولی به کسر " گ " و " گرد " دومی به فتح " گ " درواقع صفتی است برای خورشید که هردو " گرد " به کسر " گ " ادا می شوند که بی ارتباط است .
یا در این بیت :
خیال حوصله ی بحر می پزد هیهات
چه هاست در سر این قطره ی محال اندیش
که در واقع خیال به کسر " ل" باید ادا شود که" قطره ی محال اندیش" نقش فاعلی می گیرد و معنای بیت کامل است و لی با قرائت زیر:
به صورت :
خیال ، حوصله ی بحر می پزد هیهات
چه هاست در سر این قطره ی محال اندیش
خیال نقش فاعل پیدا می کند که معنایی ناقص را القا می کند.
شجریان در این فاصله تمام این نکات را یادداشت می کرد .این تواضع او ارادت مرا به صدای ملکوتی اش و منش سالارانه اش صد برایر کرد. او در گفتگوهایی که بعدها با جراید داشت کنسرت ها یش را در چهلستون از هر حیث بهترین ها توصیف کرد.
سلام دوستان .
در یادداشت مربوط به ترانه سرایی یک سوال اساسی مطرح شد و آن این بود که دلیل رویکرد یک باره ی جوانان به ترانه سرایی چیست ؟ که بعضی از دوستان به این سوال پاسخ داده اند و بعضی هم بحث های متفرقه و بی ارتباط را به میان آورده اند و دنبال تعیین صلاحیت برای طرح چنین سوالی بوده اند ! من نه ادعای شاعری دارم و نه نعوذ بالله ادعای ترانه سرایی ! ولی به عنوان یک مخاطب ایا حق دارم پاسخ این سوال را بدانم یا نه ؟
در دنیای شعر من سراغ ندارم که کسی شعررا برای دست یابی به یک سود مادی سروده باشد .یعنی حداقل کسی پیدا نمی شود که برای سرودن شعربه شاعر پول بدهد! .چرا که شعر کارکرد رسانه ای خودرا قرن هاست از دست داده و رسانه های دیگر جای او را اشغال کرده اند . این تفاوت دارد با ان که در ....
ادامه مطلب
