![]() |
سنگچینشعرها و نوشته های سعید بیابانکی |
![]() |
آرشیو مطالب |
![]() |
تماس با مدیریت وبلاگ |
![]() |
صفحه نخست |
![]() |
![]() مانده از شب های دورادور ....درمسیر خامش جنگل ....سنگچینی از اجاقی خرد... واندرو خاکستر سردی ....
نقل مطالب و هرگونه استفاده ی مادی و معنوی ! با ذکر منبع بلامانع است . مرکز پخش سنگچین : انتشارات علم :66465970-021
RSS طراح قالب |
دوباره از لب دیوار من بهار گذشت بهار خسته و دلخون و داغدار گذشت اگرچه سوت کشید از هزار فرسنگی دوباره آمدو خالی ترین قطار گذشت قطار عمر چه سنگین از این پل غفلت تو خواب بودی و روزی هزار بار گذشت چه تلخ بر همه ی تاق ها و تاقچه ها چه بد بر آینه های پراز غبار گذشت من و بنفشه در این فصل سرد هم دردیم که عمر کوته او هم در انتظار گذشت اثرنماند ز تقویم کهنه ی پیرار سبوی پیر شکست و خمار پار گذشت گناه من لب الوده بود و چون انگور تمام زندگی ام بر فراز دار گذشت ..واز مقابل چشمان باز سربازان بهار آمد و از سیم خاردار گذشت
به زودی و انشاالله همزمان با نمایشگاه بین المللی کتاب تهران کتاب جدیدی که در برگیرنده ی سه مجموعه منتشر شده ی من در فاصله سال های ۷۱ تا ۸۳ می باشد به چاپ خواهد رسید . علاوه براین سه کتاب چند نقد و نظر در مورد کتاب ها و چند شعر جدید هم در این مجموعه خواهید خواند.هنوز نامی برای این کتاب انتخاب نکرده ام. چاپ دوم " نه ترنجی نه اناری " هم درراه است .
مجموعه ردپایی بربرف ۱۳۷۱ ( شعرهای ۶۹-۶۵) ناشر : حوزه هنری تیراژ ۴۴۰۰ مجموعه نیمی از خورشید ( شعرهای ۷۵-۶۹) ناشر : همسایه ( قم) تیراژ ۲۲۰۰ مجموعه نه ترنجی نه اناری ( شعرهای ۸۱-۷۶) ناشر : نقش مانا ( اصفهان) تیراژ ۳۲۰۰ شعر پادگان را از کتاب نیمی از خورشید بخوانید :
پادگان سیم ها خاردار و زهر الود آسمان ابر پوش و بارانی استوار ایستاده ام در باد مثل این برجک نگهبانی * دورتا دور من فقط صحراست بی علف بی شکار بی پرواز آه می ترسم و دلم خالی است مثل یک پادگان بی سرباز * ایستش می دهم نمی شنود باد این پاس بخش شب بیدار می دوم داد می زنم که بایست می گریزد ز روزن دیوار * آی سرباز های خواب الود خسته از هرم یک عرق ریزان باد آمد چقدر می خوابید برگ ها برگ های اویزان ! لویزان -زمستان ۷۳
شعر این هنر مظلوم روزگار ما تلاش کرد که امسال برای خود جشنواره ای ملی داشته باشد .از آنجا که شعر اندیشه ی ناب و مستقیم شاعر است طبیعی است مشکلات خاص خودرا دارد .در صورتی که در سینما این اندیشه ورزی به مدد بازیگر و رنگ و نور و موسیقی و کلا بخش صنعتی و فنی سینما تلطیف شده تراست . در هنرهای دیگر که به نوعی به صورت مستقیم با اندیشه ی هنرمند سروکاردارند وضعیت مشابه سینماست .شعر از آنجا که برای تولید و انتشار فقط به واژه هایی که رایگان در اختیار شاعر قرار دارد متکی است و مواد اولیه آن به راحتی در دسترس است و مثل سینما به ادوات و تجهیزات و امکانات فنی و سالن های بزرگ و گران قیمت نیاز ندارد بسیار هم کوچک انگاشته می شود.در صورتی که میزان تاثیر و انتشار شعر از هر هنری سریع تر و ساده تر است .همین تفاوت های بنیادین باعث شده که جشنواره فیلم را نتوان با جشنواره ی شعر قیاس کرد و بنابر این باید به راهکارهایی عملی و علمی تر اندیشید. شاعری شغل نیست .گرچه شاید بتوان شاعرانی یافت که شغلشان شاعری باشد ولی این برای کل جامعه ی شاعران عمومیت ندارد.در صورتی که سایر هنرها کاملا صنفی هستند.بازی گری – کارگردانی – موسیقی – نقاشی – مجسمه سازی و سایر مقولات هنری به نوعی شغل به حساب می آیند و هنرمندان این وادی از راه هنرشان ارتزاق می کنند.ولی اگر از شاعری سوال کنند شغل شما چیست و در جواب بگوید که شاعرم آیا به او نخواهیم خندید که مثلا عیب و ایرادی در اوست ؟ در جشنواره ی فیلم فجر هر سال به کسانی جایزه می دهیم که شغلشان را درست و خوب انجام داده اند و دستمزد آن را هم گرفته اند ولی باز هم ما به این " هنر شغل " ( این واژه را خودم ساختم ! ) سمند و پراید و جوایز نقدی و سکه و غیره جایزه می دهیم ....ولی به شاعری که هنرش صرفا در جهت اعتلای فرهنگ و پاسداشت زبان به کار گرفته شده و اگر او نبود قطعا زبان فارسی تا به امروز نابود شده بود توجهی نمی شود .ما همه شاگردان بزرگترین معمار زبان پارسی یعنی حضرت حکیم طوسیم .به راستی اگر شاهنامه ی او نبود ما امروز در کجای فرهنگ و تاریخ ایستاده بودیم .پس شعر هنری بنیادین است و نحوه ی پاسداشت و تجلیل از هنرمندان این وادی نیز متفاوت و دیگرگونه است . نحوه ی شاعر شدن یک شاعر روندی زمان بر و پروسه ای طولانی می طلبد .این که یک شاعر با چند اثر کوتاه در کل جریان ادبیات جریان سازی کند و آثاری ماندگار خلق کند حائز اهمیت است یا این که شاعری با انبوهی از کتاب های ریز و درشت هیچ تاثیری در این جریان نداشته باشد ؟ بنابر این شعررا باید به صورت کارنامه ای بررسی کرد و کارنامه ی یک شاعر هم چیزی به جز کتاب نیست .هنوز مانده تا وبلاگ و سایت را به عنوان کارنامه ی ادبی به رسمیت بشناسیم . چنانچه جشنواره شعر بخواهد سال های بعد هم برگزار شود باید نام خود را به " جشنواره ی کتاب شعر فجر " تغییر دهد .و معیار برای گزینش کتاب شعر باشد .این شیوه بهترین روش ارائه کارنامه ی یک شاعر است .و گزینش و داوری را مکانیزه تر خواهد کرد . جشنواره ی شعر فجر امسال نخستین سال خودرا تجربه کرد .زمان کوتاه و نبود تجربه و فقدان مکانیسم از ضعف ها ی این جشنواره بود و اعتراضاتی را هم به دنبال داشت که این در همه ی جشنواره ها امری طبیعی است .و هرکس کار خودرا شایسته ترین کار می داند .امید که سال های بعد بتوانیم جایگاه واقعی شعر که سالم ترین و پویاترین و ناب ترین هنرهاست را بیابیم . |