تبليغاتX
سنگچین

سنگچین

شعرها و نوشته های سعید بیابانکی

آرشیو مطالب   تماس با مدیریت وبلاگ   صفحه نخست  
مانده از شب های دورادور ....درمسیر خامش جنگل ....سنگچینی از اجاقی خرد... واندرو خاکستر سردی ....
نقل مطالب و هرگونه استفاده ی مادی و معنوی ! با ذکر منبع بلامانع است .
مرکز پخش سنگچین : انتشارات علم :66465970-021

پیوندهای روزانه
آرشیو پیوندهای روزانه

پیوندها
یوسفعلی میرشکاک
آرشیو سنگچین در پرشین بلاگ
خبرگزاری مهر
خبرگزاری فارس
سایت مردمان
پایگاه بزرگ فرهنگی تبیان
فصل فاصله ( دکتر محمدرضا ترکی)
وقایع ابن محمود
سی پل
سایت رسمی احمد شاملو
سایت فروغ فرخ زاد
علیرضا قزوه
عبدالجبار کاکایی
بوالفضول الشعرا
آرشیو برنامه های سیما
حامد عسکری
آموزش زبان انگلیسی
جواد زهتاب (هر آینه آه )

آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385

آرشیو موضوعی
شعر
نقد
معرفی کتاب
سفرنامه
یه قل دو قل ! ( طنزهای مشترک )


 RSS 

طراح قالب





Powered by WebGozar

داغ کن - کلوب دات کام

وداع با شب های هشت بهشت

شب های هشت بهشت نام شب شعری است که پنج شنبه های اخر هر ماه در کتابخانه ی مرکزی شهرداری اصفهان و به همت مرکز ادبی قلمستان وابسته به شهرداری برگزار می شود.نزدیک ۱۳ برنامه این مجموعه را بنده به عنوان مجری در خدمت دوستان شاعر بود م .این برنامه هرماه یک مهمان ویژه دارد که غالبا از میان شاعران بنام امروز انتخاب می شوند.

امشب اخرین شبی بود که من به عنوان مجری این برنامه با دوستان وداع کردم و اجرای ماه های بعد را نمی دانم کدام یک از دوستان به عهده خواهند داشت .از دوستانی که در طول این مدت یار و همراه بودند سپاسگزارم .و از ان ها حلالیت می طلبم ...

این غزل را امشب در آن برنامه به عنوان غزل خداحافظی خواندم :

می میرد این دریای ناآرام آرام

خاموش تنها بی صدا آرام ارام

من زنده رودم باتلاق گاوخونی

از دور می خواند مرا آرام آرام

چون عکس قرص ماه یک شب ته نشین شد

دربرکه ی جانم خدا آرام آرام

ای موج ها از تشنگی یک فوج ماهی

مردند روی ماسه ها آرام آرام

دریا عزادار است جاشوها بکوبید

بر سنج و دمام عزا آرام آرام

دریای ناآرام من آغوش واکن

تا جان دهد این رود ناآرام آرام...

 




مادر

برای مادرم که نیست تا روزش را تبریک بگویم :

ماه پشت شاخه ها بی احتیاط

مانده امشب روی دیوار حیاط

مادر از پشت درختان هراس

می رسد آرام با تشتی لباس

می چلاند خاطرات شسته را

شعرهای نارس نارسته را

خاطراتم مثل یک شعر بلند

پهن می ماند پریشان روی بند

*

یاد گلبانوی کاشی ها به خیر

یاد حوض و اب پاشی ها به خیر

دست هایش آشنا با آب ها

مهربان با کاسه ها بشقاب ها

امشب ای غم در دلم اتراق کن

خاطراتم را به او سنجاق کن

آن اهورای تماشایی کجاست

خسته ام عطر خوش چایی کجاست ؟




دوگانه سوز !

 

(به استقبال سهمیه بندی بنزین !)

با آمدنت کمی به روزم کردی

تابیدی و ماه شب فروزم کردی

هم سوخت دلم ز رفتنت هم پدرم

با رفتن خود دوگانه سوزم کردی !