![]() |
سنگچینشعرها و نوشته های سعید بیابانکی |
![]() |
آرشیو مطالب |
![]() |
تماس با مدیریت وبلاگ |
![]() |
صفحه نخست |
![]() |
![]() مانده از شب های دورادور ....درمسیر خامش جنگل ....سنگچینی از اجاقی خرد... واندرو خاکستر سردی ....
نقل مطالب و هرگونه استفاده ی مادی و معنوی ! با ذکر منبع بلامانع است . مرکز پخش سنگچین : انتشارات علم :66465970-021
RSS طراح قالب |
تیرای چراغ برق شهر ما
روشنایی رو شبا دار می زنن با یه مشت آگهی هفته و سال روز و شب مرگ و دارن جار می زنن : * سه روز از رفتن مادرم گذشت هفت روز از گم شدن برادرم چل روز از دود شدن همسایه مون یه سال از مجلس ختم پدرم * شمعای سقاخونه دود شدن اسمی از سقا نموند ساقی نموند باد زد و آگهی یا رو پاره کرد رو دیوار غیر هوالباقی نموند * با سه قطره خون یه شب سرخ کنین برگای سیاه تقویم منو با شمام آی دیوارا جار بزنین یه روزم مجلس ترحیم منو ...
|