![]() |
سنگچینشعرها و نوشته های سعید بیابانکی |
![]() |
آرشیو مطالب |
![]() |
تماس با مدیریت وبلاگ |
![]() |
صفحه نخست |
![]() |
![]() مانده از شب های دورادور ....درمسیر خامش جنگل ....سنگچینی از اجاقی خرد... واندرو خاکستر سردی ....
نقل مطالب و هرگونه استفاده ی مادی و معنوی ! با ذکر منبع بلامانع است . مرکز پخش سنگچین : انتشارات علم :66465970-021
RSS طراح قالب |
سلام تاخیر طولانی مرا بپذیرید .با چند نوشته ی کوتاه و یک غزل کوتاه تر در خدمت دوستان هستم . * سی ام آبان با یوسفعلی میرشکاک -ناصر فیض و سید عبدالجواد موسوی در مراسم شب شعر دانشگاه زنجان دعوت بودیم .طرف های عصر فرصتی شد و به زیارت منزوی بزرگ رفتیم .در کوچه باد می آمد .روی سنگ حسین نوشته بود : نام من عشق است ایا می شناسیدم ؟ و پایین سنگ امضای منزوی بود .فقط تاریخ تولدش را نوشته بودند .حق هم همین است .تا زمانی که غزل زنده است منزوی هم زنده است .منزوی در همسایگی فک و فامیلش اردو زده بود ....میرشکاک گفت: باورم نمی شود حسین زیر این سنگ ارمیده باشد ....هنوز هم در کوچه باد می آمد ...
ادامه مطلب |