تبليغاتX
سنگچین
شعرها و نوشته های سعید بیابانکی

 

گرچه انتخاب شدن یا نشدن در عرصه ی شعر چیزی به شعر شاعر نمی افزاید یا از آن نمی کاهد ولی از اتفاق جالبی که در جریان جشنواره ی شعر فجر استان اصفهان رخ داد نمی توان به آسانی گذشت . به طور تصادفی آگاه شدم که هیئت محترم داوران این جشنواره در استان اصفهان این کمترین را به اتفاق آراء به عنوان شاعر برتر استان اصفهان برگزیده اند ولی اداره کل ارشاد استان اصفهان این رای را باطل کرده است ! ظاهرا بازار رد صلاحیت ها هنوز هم داغ است ! از داوران محترم خسرو احتشامی - علی مظاهری - نرگس گنجی - پانته آ صفایی و اقای شاه زیدی ( خروش) و محمد قدسی به خاط حسن نیتشان ممنون و از این که رای این بزرگوراران به هیچ انگاشته شده از طرف وتو کنندگان معذرت می خواهم !

*

به اهتمام موسسه انتشارات علمی مجموعه شعر " سنگچین " که ۲۷ چارپاره و ۳۷ غزل جدید را در خود جا ی داده است انشا الله تا نمایشگاه سال اینده منتشر خواهد شد .مجموعه ی "آواز های گمشده " هم دیروز غلط گیری و ویرایش شد و برای چاپ به چاپخانه رفت.این مجموعه  گزیده ی ای  است از " ردپایی بر برف " " نیمی از خورشید " و " نه ترنجی نه اناری " و ۲۰ غزل منتشر نشده .در اخرین لحظات نام کتاب به " باغ دوردست " تغییر کرد . این کتاب توسط موسسه " تکا " در قطع و صفحه آرایی شکیل و زیبا منتشر خواهد شد .

*

چند روز پیش مهمان دوستان شاعر در بروجن بودم .شاعران با صفا و از همه مهم تر مردم شعر دوست بروجن مرا به وجد آورد ! زیارت " حیدر آقای طالب پور" شاعر بومی سرای بروجن که پیشتر کتاب " قلف صد من " او را خوانده بودم و بروجنی ها اورا دایره المعارف بروجن می دانند برای من فرصتی مغتنم بود .از لطف همه ی مردم ادب دوست بروجن سپاسگزارم .

*

فکر نمی کنم شعر با سیاست منافاتی داشته باشد .بسیاری از شاعران بزرگ جهان نماینده ی مجلس یا سفیر یا وزیر بوده اند .بنابر این کاندیدا شدن محمد سعید میرزایی هم زیاد جای تعجب ندارد .اگرچه معتقدم جایگاه ادبی او بسیار به نماینده ی مجلس بودن می چربد ! به هرحال به او تبریک می گویم .

 

این شعر کوتاه راهم اخیرا نوشته ام :

 

پرواز اصفهان مشهد

 

چمدان های خسته سنگین اند

سالن انتظار سنگین تر

مثل دیشب نگاه ها ابری است

پشت شیشه پرنده ها پرپر

 

چشمه ای اشک و شور در چشمم

کاسه ای آب و دانه در دستم

با چه شوقی به قصد دیدن تو

بارو بندیل خویش را بستم

 

ای عزیزی که بچه آهوها

می گذارند سر به زانویت

چه کنم با نیاز این همه نذر

من محروم مانده از کویت

 

گیرم امشب برای اهل محل

ابرها را بهانه آوردم

من نالایق زیارت تو

با چه رویی به خانه برگردم !

نوشته شده توسط سعید بیابانکی در ساعت 8:57 | لینک  |