تبليغاتX
سنگچین

سنگچین

شعرها و نوشته های سعید بیابانکی

آرشیو مطالب   تماس با مدیریت وبلاگ   صفحه نخست  
مانده از شب های دورادور ....درمسیر خامش جنگل ....سنگچینی از اجاقی خرد... واندرو خاکستر سردی ....
نقل مطالب و هرگونه استفاده ی مادی و معنوی ! با ذکر منبع بلامانع است .
مرکز پخش سنگچین : انتشارات علم :66465970-021

پیوندهای روزانه
آرشیو پیوندهای روزانه

پیوندها
یوسفعلی میرشکاک
آرشیو سنگچین در پرشین بلاگ
خبرگزاری مهر
خبرگزاری فارس
سایت مردمان
پایگاه بزرگ فرهنگی تبیان
فصل فاصله ( دکتر محمدرضا ترکی)
وقایع ابن محمود
سی پل
سایت رسمی احمد شاملو
سایت فروغ فرخ زاد
علیرضا قزوه
عبدالجبار کاکایی
بوالفضول الشعرا
آرشیو برنامه های سیما
حامد عسکری
آموزش زبان انگلیسی
جواد زهتاب (هر آینه آه )

آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385

آرشیو موضوعی
شعر
نقد
معرفی کتاب
سفرنامه
یه قل دو قل ! ( طنزهای مشترک )


 RSS 

طراح قالب





Powered by WebGozar

داغ کن - کلوب دات کام

غزل

بر ما چه رفته است که دل مرده ایم ما
دل را به میهمانی غم برده ایم ما

گل ها ی زرد دسته به دسته شکفته اند
بر ما چه رفته است که پژمرده ایم ما

سبزیم اگرچه مثل سپیدارهای پیر
سهم کلاغ های سیه چرده ایم ما

شاید به قول شاعر لبخندهای تلخ
یک مشت خاطرات ترک خورده ایم ما

باور کنید هیچ دلی را در این جهان
نشکسته ایم ما و نیازرده ایم ما

گفتی پناه می بر ی از بی کسی به چاه
ای بغض ناصبور مگر مرده ایم ما ؟

 

 




یک کتاب شعر خواندنی

"چراغان شب باران " نام مجموعه جدید استاد خسرو احتشامی هونه گانی است که اخیرا توسط نشر علم به بازار کتاب عرضه شده است .این کتاب در 302 صفحه و 4 فصل تدوین شده .فصل هایی با عناوین  گزیده ی چند غزل- مجموعه سه لختی ها- مجموعه شعر بلند و گزیده ی چند ترانه . تصویرسازی های استادانه زبانی منحصر به فرد و تکیه بر فرهنگ بومی ایلیاتی از ویژگی ها ی این کتاب است .

 

این کتاب با ظاهری شکیل و صفحه بندی زیبا و بعضا همراه با طرح با قیمت 6500 تومان در دسترس علاقمندان است .چند شعر از این کتاب را مرور می کنیم :

 

 


ادامه مطلب



آمده ام که سر نهم ....

اطلاع ثانوی !

چهارم مهرماه 1388 دقیقا برابر است با روز تولد من ! نام این روز را اطلاع ثانوی گذاشته ام تا به قولم که در پست قبلی داده بودم عمل کرده باشم .من در این روز 41 ساله می شوم . و از این بابت خوشحالم چون دارم به سنی نزدیک می شوم که بیشتر شاعران از آن رد نشده اند یعنی 48 سالگی ! ای 48 سالگی قبل از تو هرچه رفت در اندوهی از جهالت رفت ....

از فاصله ی آن پست تا این پست اتفاقات ناگواری افتاده است که یاد آوری آن ها هم ملال آور است .این که علت به روز نشدن سنگچین چه بود  سه دلیل عمده دارد . دلیل سومش این که : زیاد حوصله ی نوشتن نداشتم همین ! که چه بسا سکوت سرشار از ناگفته هاست ..

من و جریان

برنامه ی زنده ی جریان را شاید شما دیده باشید .برنامه ای که قبل از انتخابات از شبکه یک پخش می شد ( که آن روزگاران یاد باد). شاید این برنامه نخستین برنامه ای بود که به صورت زنده قصد آن داشت طنز سیاسی را تجربه کند .وقتی پیشنهاد نگارش و اجرای این بخش به من پیشنهاد شد کلی تعجب کردم .که من در طنز منثور سیاسی نه دستی دارم نه قوتی .به هرحال تاثیر همان 8 قسمت طنز و البته قالب متفاوت و آیتم هایی منتقدانه  که خیلی هوشمندانه و حرفه ای طراحی و تدوین شده بود به قدری بود که برنامه دیگر اجازه پخش نیابد!

سنگچین و کتاب فصل

در گیرو دار التهابات بعد از انتخابات خبر انتخاب " سنگچین " به عنوان منتخب هشتمین دوره کتاب فصل زیاد برایم خوشایند نبود .خبر این موفقیت در زیر دست و پای خبرهای بزرگتر و مهم تر آن روزها له و لورده شد ! به هرحال از جناب آقای مهدی علمی مدیر محترم انتشارات علم که " سنگچین " را منتشر کرده اند ممنون .به زودی چاپ سوم "سنگچین" با طرح جلدی متفاوت به بازار عرضه خواهد شد .

ممنوع الورود یا ممنوع الخروج ؟

بیست روز از انتخابات گذشته بود که مطابق معمول شنبه شب ها خودروی صداوسیما دم در منزل ما ترمز کرد و من برای حضور در برنامه ی شبستانه که هر شب از ساعت 12 تا 2 بامداد به صورت زنده از رادیو فرهنگ پخش می شود راهی جام جم شدم .دم در جام جم متوجه شدم که نام من به عنوان ممنوع الورود به سازمان محترم صدا وسیما در لیست سبز قرار گرفته است ... همان وقت به خانه برگشتم و خدارا شکر کردم که از صدا وسیما ممنوع الخروج نشده ام ! ظاهرا مصاحبه من با روزنامه " کلمه سبز" ( رحمت الله علیها) که قبل از انتخابات چاپ شده بود جرم من بوده است . بعد ها تازه فهمیدم چه مدیریت پیچیده ا ی دارد صدا و سیما . یک بخش برایت ماشین می فرستد و بخش دیگر از ورودت جلوگیری میکند !


کانون ادبی زمستان

این را برای چندمین بار می نویسم که جلسات شعر خوانی و نقد شعر کانون زمستان عصرهای شنبه در فرهنگسرای رازی واقع د رمیدان قزوین در سالن کنفرانس ساختمان اداری برگزار می شود .من و محمد سعید میرزایی اداره کننده ی  جلسه هستیم .قدم همه ی دوستان شاعر و علاقمند سر چشم .این کانون علاوه بر شعر خوانی و نقد شعر برنامه های نقد کتاب – کارگاه فیلمنامه نویسی – کارگاه ترانه – کارگاه طنز – هندسه کلمات – مثنوی خوانی و برنامه های دیگر را هم با حضور دیگر دوستان شاعر و هنرمند به صورت هفتگی برگزار می کند .

 
من و جوا د شمقدری


ظاهرا شعر طنزی که من در جلسه دیدار شاعران با رهبر انقلاب خونده ام همه جا به نام " جواد شمقدری " مشهور شده است ... این هم هنر شعر است که یک نام در حاشیه را به متن بکشد و اورا بیش از آن چه هست بر سر زبان ها بچرخاند . شمقدری فقط یکی از قافیه های این شعر بود که ظاهرا ظرفیت بالایی هم برای قافیه شدن داشت  !  نسخه ی کامل این شعر در دفترشعرم موجود است . نسخه ی  قابل قرائت آن را هم در حضور رهبر انقلاب خواندم و نسخه ی قابل پخش هم که 3 بیت بود صداو سیما زحمت پخش آن را کشید! سعی می کنم نسخه ی کامل این شعر را به زودی در سنگچین منتشر کنم .

 
ما فحش خورمان ملس است !

 
در پایان این را هم اضافه کنم که ما سال هاست فحش خورمان ملس است . دوستان بی نام و نشان به جای آن که در سایت ها و وبلاگ های دیگر مارا مورد عنایت قرار دهند می توانند از امروز این کار شریف را در سنگچین به ثمر برسانند .