![]() |
سنگچینشعرها و نوشته های سعید بیابانکی |
![]() |
آرشیو مطالب |
![]() |
تماس با مدیریت وبلاگ |
![]() |
صفحه نخست |
![]() |
![]() مانده از شب های دورادور ....درمسیر خامش جنگل ....سنگچینی از اجاقی خرد... واندرو خاکستر سردی ....
نقل مطالب و هرگونه استفاده ی مادی و معنوی ! با ذکر منبع بلامانع است . مرکز پخش سنگچین : انتشارات علم :66465970-021
RSS طراح قالب |
توضیح : ازدیاد جشنواره های ادبی طی یکی دو ماه اخیر و اعتراض دوستان شاعر باعث تولد این شعر شد ... باز در جشنواره ای ادبی عده ای بی گناه حذف شدند عده ای سر به زیر و بیچاره عده ای بی پناه حذف شدند یک نفر تا که قه قهه بزند عده ای قاه قاه حذف شدند جلوی چشم عابران و پلیس وسط چارراه حذف شدند سالکان طریق سیر و سلوک گوشه ی خانقاه حذف شدند عده ای را به راه روییدند عده ای رو به راه حذف شدند گفتم : آیینه ! حیرتت از چیست؟ گفت آیینه : آه! حذف شدند گوشه ی اوج اصفهان بودند کلا از دستگاه حذف شدند دوستداران سید الشهدا تشنه و بی سپاه حذف شدند پاشو کاری بکن لسان الغیب! شاعران بی گناه حذف شدند داوران مثل ابر سبز شدند شاعران مثل ماه حذف شدند با مدادی سفید منتخب و با مدادی سیاه حذف شدند اول بامداد اگر بودند آخر شامگاه حذف شدند فصل برداشت بود باد وزید عده ای مثل کاه حذف شدند داوران ! بی خیال قافیه را عده ای ذیصلاح حذف شدند اول کار نامزد بودند صاف وقت نکاح حذف شدند! در هیاهوی باند بازی ها عده ای بی جناح حذف شدند داوری گفت : دست ما لغزید از سر اشتباه حذف شدند داور دیگری به شوخی گفت : از برای مزاح حذف شدند عده ای چون صلاح می دیدند عده ای بی سلاح حذف شدند روز محشر سوال خواهد شد : به کدامین گناه حذف شدند؟ * ما گدایان خیل سلطانیم طبق فرمان شاه حذف شدیم !! |