 |
پایانی تلخ برای یک تلخی بی پایان
|
|
|
سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 10:34 |
فکر می کنم زمستان سال 70 بود .با چند نفر از دوستان جمع شده بودیم در محل جشنی برپا کنیم .به
نظرم می آید ولادت حضرت رسول بود .قرار شد من بخش شعر را هدایت کنم .یکی دونفر از دوستان دیگر موسیقی و یک نفر دیگر از دوستان دیگر هم قرار شد نمایشی که در دبیرستان شهدا اجرا شده بود را برای اجرای مجدد هماهنگ کند ...یاد ش به خیر زنده یاد زهره قاسمی فرد شاعر روشندل مهمان ما بود .استقبال از برنامه آن قدر زیاد بود که همه ی ما را غافلگیر کرد .همهمه ی جمعیت در سالن فاطمیه محله کنترل برنامه را از دست ما خارج کرده بود .ولی با اجرای نمایش " پل " همهمه ها تمام شد .یک نوجوان بسیار با استعداد در سه نقش همزمان بازی می کرد .باز ی درخشان او خستگی را از تن ما زدود .من آخر برنامه فهمیدم نام او " اصغر فرهادی " است .
بعدها بیشتر با فرهاد ی آشنا شدم . شعر سپید هم می نوشت .یکی دوبار به انجمن سروش سده آمد .و سال بعد در کنکور هنر با رتبه ی عالی پذیرفته شد ....امروز او در حال تبدیل شدن به یک کارگردان بزرگ است .دو سال پیش هم در کنگره ی شعر میلاد آفتاب از او تجلیل کردیم .
" در باره ی الی" را دیروز دیدم .در تالار اندیشه ی حوزه هنری .اکران خصوصی ویژه ی خانواده ی فرهنگ و هنر . کاش شما هم بودید و نفس های حبس شده ی خلق الله را تا آخر فیلم می دیدید.جماعتی که بسیاری از آنها تا آخر فیلم سر پا ایستاده بودند .
این دیالوگ شهاب حسینی در ذهنم ماند که فکر می کنم یک ضرب المثل آلمانی است : "یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان است ." در باره ی الی " از دقیقه ی پانزدهم به بعد چنان با تعلیق و گره افکنی در گیرتان می کند که بعید است دچار اضطراب و دلهره نشوید .دلهره ای نه از نوع وحشت و ترس که در آثار هیچکاک دیده ایم .دلهره ای از سر ای کاش ها که تا آخر فیلم شما را به دنبال خود می کشد . دلهره ای در برابر حقیقتی به نام مرگ که آن چنان در این فیلم با عظمت است که نمی توان خدای دریاها را در اعماق خزر انکارکرد .
از این که اصغر فرهادی توانسته از داستانی ساده که شابد به گونه های مختلف برای خیلی ها اتفاق افتاده روایتی سرتاسر تعلیق و معماگونه بیافریند به او تبریک می گویم .یادتان باشد اگر این فیلم به نمایش عمومی در آمد حتما ببینید و مواظب باشید در سالن سینما نفس کم نیاورید .